اخبار ویژه

پیشنهاد بدهید….

چند خبر جدید :

  • کسانی که به نمرات انگل عملی اعتراض دارند باید فردا به دفتر گروه مراجعه کنند و درخواستشون رو کتبی ارائه کنند.منشی گروه گفت که کسانی که به نمرات اعتراض می کنند دیگه اون یک نمره اضافه رو نمی گیرند!(تهدید بیخودی بود ولی خوب اگر واقعا مطمئن هستید که در تصحیح برگه یا جمع نمرات اشتباهی شده اعتراض بدید چون کسانی هم که امروز خدمت دکتر مولوی رفتند با برخورد خوبی مواجه نشدند)
    افرادی  هم که برای مشروطی و این مباحث نیاز به نمره دارند فردا به دفتر گروه مراجعه کنند ، فقط خیلی به قول معروف طلبکار نباشند چون افزایش یک نمره به همه تصمیمی بوده که خود گروه امسال گرفته و چون هنوز نمرات ثبت نشده احتمال پشیمانی از طرف ایشان هست.
  • اما برای ایمونولوژی عملی،گزارش کار باید گروهی تحویل داده بشه اما پاسخ سوالی رو که استاد فرمودند رو هر فرد باید خودش تحویل بده.
  •  محل برگزاری کلاس تربیت دختر ها بر اساس کد گروه :
    352-353-354 ~~> دانشکده مدیریت ،روبروی بیمارستان خاتم،میدان ونک
    356 و 359 ~~> کاووسی
    357 و 358 ~~> دلخواه
    –> درضمن کد های 351-352-353-354 ، اسم به علاوه کد گروهشون رو به خانوم درخشان اس ام اس کنند.
  • از خانوم ها کسانی که برای فیزیولوژی عملیبا ساعت 3-5 مشکل خاصی دارند حتما فردا به خانوم درخشان مراجعه بفرمایند.متشکر….———————————————————————————————————————————————

سلام…..

امروز خدمت دکتر جوادی(معاون فرهنگی دانشکده) در داروخانه 13آبان بودم.چند دقیقه ای میان بحث خودمان وقت شد که با ایشان در مورد ورودی صحبت کنم.گله کردم که چرا بعد از آن جلسه ای که با حضور دکتر دیناروند و دکتر خانوی و ایشان برگزار شد هیچ اتفاقی نیفتاد و از سمت دانشکده هیچ تغییری ایجاد نشد.به جز اضافه شدن چند استاد راهنمای جدید مثل دکتر روح الامینی ، که بیشتر بر مشکلاتمان افزود چون باید به زحمت برای یک امضا چند روزی دنبالشان گشت چه برسد به اینکه بخواهند نظارتی کنند بر دانشجویان تحت سرپرستی شان.

و ایشان هم متذکر شدند که در آن جلسه تاکید کرده بودند که شما خودتان هستید که “برند و نشانه” ورودی خودتان را می سازید و آن جلسه بدین منظور بود که به خودتان بیایید و تغییری ایجاد کنید. تا در اذهان دانشکده نامی نیک از ورودی تان باقی بماند.

خلاصه از شرایطمان گفتم و از ایشان جهت ارتقای وضعیت کلی مان طلب همفکری و همکاری بیشتری کردم.چیزی که آن لحظه در ذهنم بود و با چند تن از مسئولین گروه جزوه هم مطرح کرده بودم ، تامین بودجه ای بود برای اهداء جوایز به بهترین نگارنده های جزوه که طی دو نوبت(میان ترم و پایان ترم) با مراجعه به آرای عمومی به ایشان اهدا گردد. که یکی از طرح هایی بود که از گذشته در ذهن داشتم و از همه طرح ها بیشتر به کمک مالی نیازمند بود. منتها چون دلیل ملاقاتمان مسئله دیگری بود وقت نشد که بیشتر مسئله را باز کنم.

این شد که ایشان از من خواستند که تمام طرح ها و ایده ها را به صورت مدون و درست و حسابی در هفته ی آینده خدمتشان ببرم تا در جریان امور قرار بگیرند.

این شد که خواستیم قبل از آن که راهکارهایی را که به ذهن من و خانوم درخشان رسیده را خدمت ایشان ببرم ابتدا در جمع خودمان مطرح کنیم تا اگر طرح های بهتری نیز وجود دارد به آن اضافه گردد و یا اگر ایراد و اشکالی دارد توسط خودمان مرتفع شود….

این را هم بگویم که در نظر داشتم این طرح ها را روزی با آب و تاب فراوان حضورا برای تک تک تان مطرح کنم و مفصل در مورد هرکدام توضیح دهم و با ذوق و شوق بگویم که اصلا چه شده که در خیالم فلان طرح و بهمان راهکار را مناسب و موثر دیده ام ، اما….. انگار هنوز چیزی نگذشته حال از حقیر گرفته شده و آن همه شور و امید برای حرکت که وجود داشت جای خود را به گله های کوچک و بزرگ داده است.در خیالم خیال می کردم که دور هم می نشینیم و هرکدام طرحی می دهیم و حرکتی می کنیم و خلاصه درمی آییم از این دلمردگی لعنتی. اما هنوز چند روز نگذشته بود که انگار دستی از آسمان آمد و با چند کلیک ساده بر آن همه رویای رنگارنگ افکت Black & White گذاشت و تا توانست Sharpness خیالاتم را کم کرد و آنقدر آن تصاویر Blur شد که حالا دیگر خودم را هم در آنها پیدا نمی کنم چه رسد به کسانی که خیال می کردم هستند ولی نبودند . و اگر عادت نوشتن هرچه در ذهنم می گذرد نبود ، شاید اصلا به کل فراموشم شده بود که چه در سر داشتم و به کدامین رویا دل خوش کرده بودم.  Tears

(در پرانتز بگویم که پاراگراف های عظیمی در اینجا نوشته بودم و درد و دلی بود برای خودش….اما صلاح را در این دیدم که پاک شوند مبادا فتح بابی باشند برای دلخوری های بی جهت)

اما طرح هایی را که مدت ها بود در ذهن پرورانده بودم تا دردی از همه مان دوا کند را در محضر دیدگاهتان عرضه می کنم….
پیشاپیش به عنوان یکی از هم ورودی هایتان از شما می خواهم که با دقت راهکار های ذیل را بخوانید و اگر طرح یا نظری دارید(که حتما دارید) در کامنت ها ارئه کنید که حتما نزد دکتر جوادی مطرح شود. اهمیت ارائه این طرح ها به ایشان از دو جهت است : اول اینکه ایشان می توانند شخصا کمک های زیادی برای تحقق طرح های ما بکنند و به نوعی اکثریت طرح های ارائه شده به همکاری ایشان نیاز دارند.دوم اینکه ایشان در جلسات مختلف دانشکده حضور دارند و اطلاع ایشان از انگیزه ما برای بهبود شرایطمان باعث خواهد شد که در جلسات مختلف در محضر اساتید دیگر بیش از پیش پشت ورودی ما (که ایشان به خاطر جشن ورودی90 خاطره ی خوشی از آن دارند) بایستند.

سعی شد که تا حد ممکن از طولانی شدن سخن پرهیز شود….

 

 

بنده زمینه هایی را که می توان در آنها فعالیت کرد را به دو دسته ی درسی و غیر درسی تقسیم نموده ام که در اینجا اختصارا آنهایی را که قابل طرح در سایت هستند را می آورم…

درسی :

سیاست کلی –> متاسفانه بعد از جریان درس بیولوژی و افتادن 68 نفر در مرحله ی اول و 38 نفر در مرحله دوم ، به نوعی قبح افتادن در دروس مختلف برایمان ریخت.این موضوع بیش تر در پسر ها مشهود است که بعد از شنیدن خبر افتادنشان در فلان درس به جای ناراحتی و سرافکندگی ، می خندند و از آن به عنوان افتخار یاد می کنند.به نحوی که به جای آنکه درس خواندن ارزش تلقی شود و درس نخواندن رذیلت، بالعکس درس خواندن غیر از شب امتحان نوعی سرافکندگی محسوب می شود و انگار جای هنجار و نا هنجار هایمان عوض شده است.چیزی که به عنوان سیاست کلی(لااقل میان جماعت مذکر) در زمینه ی درسی مطرح است همین جا افتادن درس خواندن است به نحوی که کسی اگر درسی را نخوانده با خجالت از آن یاد کند و هرچه سریع تر بکوشد تا از قافله ورودی عقب نماند نه اینکه درس خواندن در اقلیت باشد.

راهکار ها :

1.بالا بردن بازده کلاس: که یکی از موانع آن که در تُروم گذشته خیلی مشهود بود و الحمد لله در ترم اخیر کمتر مشاهده شده ، عده ای هستند که ناخواسته باعث بی نظمی کلاس می شوند.شاید در ایام مدرسه عادت داشتیم که از معلم تذکر بشنویم و بعضا از کلاس اخراج شویم ، اما در دانشگاه همان طور که مستحضر هستید دیگر از آن معلم های دلسوز خبری نیست و با کوچکترین اوقات تلخی ای ، اساتید محترم به اصطلاح “لج” می فرمایند و آخر ترم به جای تنبیه همان چند نفر، از خجالت همه در می آیند.نمونه ی خجالت آور آن را در کمک های اولیه یا بیولوژی مشاهده کرده ایم.
اما راه حل این موضوع را جز تذکر شفاهی و در موارد بخصوص افشای نام فرد خاطی نمی بینم.که احتمالا پس از یکی دو مورد تذکر، امثال بنده متوجه می شوند که اگر نمی خواهند به درس گوش دهند می توانند به بیرون از کلاس مراجعه کنند و از آن مهم تر آنکه دانشگاه(آن هم علوم پزشکی) جای تکه پرانی نیست.

2.کلاس های رفع اشکال : شخصا دلم می سوزد از اینکه می بینم عده ای بعضی دروس را از استاد هم بهتر میدانند و در امتحان 19 می گیرند و آنوقت عده ی دیگری با 7 و 8 همان درس را می افتند.یا بدتر از آن اینکه بعضا از ورودی خودمان کسانی برای ورودی های دیگر کلاس رفع اشکال یا حل تمرین برگزار می کنند اما افراد ورودی خودمان در همان درس ها مشکل دارند. در این مورد برگزاری کلاس های رفع اشکال توسط کسانی که در دروسی قوی تر هستند را موثر میدانم که از قبل رضایت ایشان را برای بعضی از دروس همین ترم گرفته ام.
3.تدارک جایزه برای جزوه نگاران برتر : که اوصاف آن در ابتدا ذکر رفت.
4.برنامه های ریز و درشت دیگری نیز هست که نیاز به توضیح ندارند مثل : ایجاد تاپیک تخصصی در فروم سایت ، قرار گذاشتن برای درس خواندن به صورت گروهی مثلا در کتابخانه ، ایجاد رقابت درسی با استفاده از مسابقات که نمونه ی آن در حال حاضر بین حدود 10 تن از پسران در حال برگزاری است که نفر اول مبلغی را که سایرین به عنوان ورودی پرداخته اند را برنده می شود و….
5.انجمن های علمی : که در بخش بعدی مفصل توضیح خواهم داد.

اما رویکرد اصلی همان مسئله ای است که در ابتدا ذکر رفت…..

–> اما نکته ی مهم آن است که طرح های فوق که هیچ ، بزرگترین طراحان سیستم های آموزشی جهان هم برایمان برنامه ریزی کنند ، اگر خودمان قصدی برای ایجاد تحول نداشته باشیم هیچ تاثیری نخواهد داشت. پس تاکید می کنم که ایجاد هر تحولی متوقف بر خواست اعضای مجموعه مورد نظر است.

 

همراه شو عزیز ، تنها نمان به درد….
کاین درد مشترک ، ، ،
هرگز جدا جدا درمان نمی شود …..

 

غیر درسی :

مقدمه : حرکت در تمام عرصه های زندگی ، یک حرکت پیوسته است.بدین معنی که نمی توان فقط و فقط در یک موضوع پیشرفت کرد و باقی مسائل را کنار گذاشت. به همین دلیل نباید در کنار درس از موضوعات دیگر که به طور مستقیم به مسائل درسی مربوط نیستند غافل شد.مثلا موضوعات هنری ، فرهنگی ، اجتماعی و …
ضمن اینکه فعالیت در این عرصه ها خود به خود انگیزه ای خواهند بود برای پیشرفت در عرصه علمی. متاسفانه ما در زمینه های علمی پیشرفت نکردیم که هیچ، حتی در زمینه ی کارهای فرهنگی هنری یا حتی تفریحی نیز قدمی برنداشتیم. در واقع نه درس خواندیم و نه به جای درس خواندمان کار دیگری کردیم! در حالی که این مقوله ها همگی به هم پیوسته هستند و ورودی ای که برای مثال در زمینه ی فعالیت های فرهنگی فعال است قطعا در زمینه ی درسی نیز حرفی برای گفتن دارد و متعاقبا ورودی ای که بی حال و بی رمق است ، در هیچ زمینه ای بخاری تولید نمی کند.
این تذکره را برای کسانی نگاشتم که با دیدن کلمه ی غیر درسی دلشان شور میزند که نکند از مسئله مهم تر که همان درسشان است عقب بمانند.

اما راهکاری که برای هموار شدن راه فعالیت های درسی و غیر درسی به ذهن بنده میرسد :

حدودا اواسط ترم گذشته بود که در سر ایده ی راه اندازی مجدد شورای صنفی دانشکده را برای بازپس گیری حقوق از دست رفته مان در سر می پروراندم. و در تعجب وا میماندم که برای مثال اگر از شیوه خدمات سایت راضی نیستم هیچ جایی نیست که به عنوان دانشجوی دانشکده به آنجا مراجعه کنم و از این دست درخواست ها را مطرح کنم.(راستی خبر دارید مجددا کتابخانه مرکزی راهمان نمی دهند؟!) در همان اثنا از علی طبائیان شنیدم که می خواهد کانون ادبی ای تشکیل دهد و به دنبال مجوز و این حرف هاست.دقیق به یاد ندارم که چه کسی این ایده را داد که می توان همه ی این ها را در هم ادغام کرد و تشکل واحدی تشکیل داد.این شد که عده ای از دوستان به مرکزیت علی طبائیان و محمد طائب و سینا عزیزی و سهند جمشیدی و بنده دور هم جمع شدیم بحث های مختلفی کردیم که تشکل مورد نظرمان چه کارهایی بکند و چطور باشد . موضوع را با دکتر جوادی مطرح کردیم و ایشان رضایت خود را اعلام نمودند و این شد که ما جدی تر موضوع را پیگیری کردیم و هربار دور هم می نشستیم و بحث می کردیم تا اینکه اساسنامه ی نصفه و نیمه ای نوشتیم و اسم تشکل مورد نظرمان را گذاشتیم “تافـــته”.که اگر اشتباه نکنم مخفف “تشکل امور فرهنگی تفریحی هنری” بود.اما به دلایل مختلف متاسفانه این طرح اجرا نشد و بعد ها با بروز مشکلات و گرفتاری های مختلف برای هرکداممان طرحی که روزگاری (لااقل برای من) تنها روزنه ی امید زندگی دانشگاهی ام بود، تقریبا به فراموشی سپرده شد.
طبیعتا حق کپی رایت برای مبدعین تشکل تافته محفوظ است و مطلع نیستم که افراد فوق هرکدام چه برنامه ای برای آن ایده ی اجرا نشده دارند .
تذکر می دهم که توضیحات ذیل صرفا به عنوان ارائه یک نمونه است تا ایده های شما هم در زمینه ی راه اندازی چنین کانون ها یا تشکل هایی مطرح شود.

تشکلی که آن زمان مد نظر ما بود در سه حوزه علمی و فرهنگی و دانشجویی قصد فعالیت داشت .بخش علمی که قرار بود به بحث پژوهش و تحقیق و سایر مسائل از این دست بپردازد.بخش دانشجویی که وظیفه اش برطرف کردن مشکلات دانشجویان بود و بخش فرهنگی که وسعت عملکرد زیادی داشت ، از انتشار نشریه و گروه موسیقی و کانون فیلم گرفته تا انجمن خیریه.

 پیشنهاد بنده این است که عده ای علاقمند دور هم جمع شویم و در این زمینه هم فکری کنیم و هرکداممان با توجه به علایق خود در هرکدام از شاخه های گفته شده و یا موضوعاتی که احتمالا مد نظر شما هست فعالیت کنیم.چقدر خوب می شود اگر این اتفاق بیفتد…..مثلا نشریه ای باشد برای ورودی خودمان یا هر طرح دیگری که دارید…..

اما چند کلامی با کسانی که دغدغه ی سلام کردن و این مسائل را دارند :

روز اولی که به همراه خانم درخشان به نمایندگی انتخاب شدیم ، در اثنای بحث هایمان در مورد برنامه های آینده ، یادم می آید که به ایشان گفتم که من دیروز به شما سلام نمی کردم و حق هم داشتم! میدانید چرا؟ چون وقتی ما رابطه ای با هم نداریم و صرفا هم ورودی محسوب می شویم(آن هم ورودی ای که خیلی دل خوشی هم از آن نداریم) واقعا عجیب است که من به شما سلام نکنم وقتی فقط اسمتان را میدانم؟؟
خوب وقتی تنها اشتراک موجود میان ما، دو رقم اول شماره دانشجویی مان است ، طبیعی است که همدیگر را غریبه بدانیم و به خود زحمت ندهیم به یکدیگر سلام کنیم. ضمن اینکه وقتی رابطه ای میان افرادی نیست ، اگر یکی از آنها از سر ادب هم که شده به دیگری سلام کند احتمالا حمل بر وجود قصد و غرض می شود.
اما راه حل چیست؟ نامگذاری روزی در هفته برای پیشی گرفتن از هم در سلام کردن؟ من اینطور فکر نمی کنم…..
راه حل برقراری اشتراک است.وقتی که بنده با فلانی در فلان کار همکاری داشته ام و دو تا دیالوگ سالم با هم رد و بدل کرده ایم خوب منطقی است که بنده به ایشان به عنوان یک دوست و همکلاسی سلام کنم . اما بالعکس فردی که تا به حال صدایش را هم نشنیده ام و بعد یک سال و اندی با شک و تردید اسمش را میدانم و فقط آن اوایل از سر جوگیری در عالم مجازستان او را در اَد کرده ام ، طبیعی است که حوصله سلام کردن به او را نداشته باشم و از سر احتیاط انتشار حرف و حدیث هم که شده ، سرم را به سمت آفاق آسمان یا قعر زمین بگردانم و سوت بزنم…. Whistling

شاید بتوان گفت بهترین جایی که این همکاری ها و روابط و دیالوگ ها می تواند شکل بگیرد همان فعالیت هایی است که نمونه هایش ذکر رفت. از مسائل علمی و پژوهشی گرفته تا مسائل هنری و …
برای مثال افرادی که هر دو هفته یکبار با هم نشریه ای بیرون می دهند و خلاصه ارتباط و همکاری ای دارند ، خوب آرام آرام روابطشان هم شکل می گیرد و در آن صورت اصولا فکر اینکه فردی به دیگری سلام نکند اصلا به ذهن هم خطور نخواهد کرد.انجمن علمی و گروه فیلم و انجمن خیریه و غیره هم به همین شکل.
و به این طریق است که آرام آرام امت واحدی تشکیل خواهیم داد و از جنسیت های مختلف و گروه های مختلف، همگی به معنای واقعی “یک ورودی” خواهیم شد.

مجموعه ی بالا تقریبا تمام ایده ها راهکارهایی بود که به ذهن بنده تا این لحظه رسیده بود….بدون شک خالی از اشکال نیست….

عمیقا دوست میدارم که همه بیایید دست به دست هم بدهید تا سر و سامانی بدهیم به خودمان….

از تنبلی ها و نواقصمان که بگذریم همیشه مبتکر و مبدع بودیم…..یک نمونه اش جشن ورودی 90…..که هنوز دکتر غلامی و خیلی از اساتید ورودی مان را به برگزاری همان جشن می شناسند…..چه کارها که نمی کند اتحاد…..

طرح ها و ایده های خودتان را در مورد بهتر شدن ورودی در زمینه ی درسی یا غیر درسی در قسمت نظرات ارسال کنید….

نظر بدون اسم هم اگر مرتبط با موضوع باشد بدون مشکلی از طرف مدیریت تایید خواهد شد….

بنده با افرادی که در نظرم برای انتشار نشریه(که اولین قدم از نگاه من است) صحبت هایی کرده ام و….

همینجا نیز اعلام می کنم –> جهت هر نوع همکاری به هر شکلی(علمی و غیر علمی و…) اعلام آمادگی بفرمایید…

صرفا تمام سختی ها را به جان خریدم تا به جای لعنت بر تاریکی چراغی روشن کنم….اگر همراهی شد و اتاق روشن ماند که بهتر….
اگر هم چراغ مذکور خاموش شد ،دودش در چشم خودمان میرود….اما بعدا بر روح خودم صلوات نمی فرستم که چرا تلاشت را نکردی…
کاری که از من بر می آید این است که راهکارهای بالا را ارائه کنم….الباقی با شماست……. I-Wish

والسلام…..  THANK-YOU

درباره‌ی علے ابراهیمے

27 نظر

  1. عل جان داداش من خب کی حوصله داره اییییییییییینمهه متن رو بخونه … ماشالله هر پستت قششششششششنگ یه شاهنامه ست …

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      خوب چیکار کنم؟! حرف زیاده. حالا اشکال نداره….تیتر هاشو بخون…البته خوندنش کمتر از 5دقیقه وقت میگیره ها…
      در ضمن –> قشنگ مریضی!! Delighted طرح بده آقا دیره!

         0 likes

  2. سلام علی جان
    رضا جان : کار نیکو کردن از پر کردن است… Delighted
    بااید هات موافقم
    ولی میگم حالا که این طرح ها در ذهن شما هست کی اقدام به اجراشون میکنیم؟منظورم اینه که چرا باید منتظر بشیم همه ایده ها رو اول مطرح کنیم بعد شروع به اجراشون کنیم.به نظر من از همین هایی که حاصل تراوشات ذهن شماست شروع کنیم به اجرا کردن و به تدریج بچه ها هم وقتی دیدن اولین سنگ بناش گذاشته شده میان طرح های مبتکرانه بیشتری رو میدن .اول راه بیفتیم و در ادامه بقیش رو هم تدریجا عملی کنیم! اینجوری وقتی حتی بچه های بی میل به همکاری وقتی دیدن این طرح ها داره با موفقیت پیش میره مطمئنا شوق بیشتری درشون برای طرح دادن و شرکت در اجرای طرح ها ایجاد میشه.
    من همین جا برای هر کدوم از طرح هات که خواستی پایم.حتما بهم خبر بده.
    فعلا چیزی که از طرف من تو این کامنت به ذهنم میرسه یه نشریه است که یه مدته ایدش تو ذهنم هست با هدف ترویج تفکر مثبت و باورهای موفقیتی (که باید مفصل تر خدمتت عرض کنم چی هست).
    فقط زودتر اقدام کنیم.ایده ها به تریج مطرح میشن!!! Wink

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      سلام مِسود… :دی
      آره خودمم همین چیزی رو که میگی در نظر دارم…
      ایشالا این هفته تکلیف نشریه رو مشخص می کنیم که می خوایم چی باشه و چجوری باشه…
      پس همه کسایی که دوست دارن توو نشریه فعال باشند اعلام کنند….

         0 likes

  3. خوشحالم از اینکه زود این پستو گذاشتین و دغدغه هامونو گفتین.منم بهتره همینجا بگم که خوشحالم از اینکه یه هدف مشترک داریم و اونم ارتقا اعتباره ورودیه! اینم بگم واسه دوستانی که با تعجب گفتن عاطفه؟؟؟!! Wink که محتوای این پست مهمترین عامل واسه اینکه نماینده شدم بوده و امیدوارم به قول آقای ابراهیمی این چراغ روشن بمونه که اگرم خدای نکرده! نشد منم بعدا نگم ای کاش….

       0 likes

  4. علی صبوری

    سلام .سپاس نمایندگان محترم و محترمه که سنگینی این همه برنامه تو این اوایل کار رو تحمل نکردند و دارن ما رو از اونا با خبر میکنن! Pleasure
    من نظرمو تو پست قبلیت یکم اعلام کرده بودم به هرصورت به نظر من هر کاری به این وسعت که بخواد تو این ورودی یا به نوعی تو هر جامعه کوچکتری انجام بشه نیاز به همت دسته جمعی ما داره..این همکاری هم از همین جاها شروع میشه و سبقت در انجام این چنین برنامه هایی تا جایی که به ذم کسی موجب تشویش خاطر دیگر دوستان نشه که شاید این سبقت به سبب دریافت پاداشی بهتر باشه تا هدف رقابت بر سر آینده ای بهتر واسه ورودی; میتونه در جلب دیگران موثرتر باشه..این راهبرد کلی بود که از نظر من در اجرای مسائل غیر درسی باید حتما بهش توجه بشه..
    در مورد مسائل درسی شاید گه گاه شخصا خطاب استاد من باب توجه به درس قرار گرفتم ولی واسه خودمون حداقل کاملا واضحه که از رفتارهای بچه گانه اوایل که گه گاه ماهارو متعجب میکرد دیگه خبری نیست مگر معدود که آنهم به نظر من نیازمند از خودگذشتگی عده ای (در اینجا نماینده ها) در برخورد مستقیم با شخص خاطی نیست!!چون اجرای این طرح رو هرچند در جهت ترس آن افراد (در لفظ) تلقی شه باز هم ما رو به مسئله ای شبیه بیخیالی از افتادن دروس، نزدیک تر میکنه.در مورد جوایز و کلاس های رفع اشکال نیز نظر مساعد دارم.البته کم و بیش در جریانید پارسال بنده با جمعی از دوستان کلاسهای آموزشی و رفع اشکال به زیرمجموعه گی مرکز پژوهش های دانشگاه برگزار میکردم که با گذر زمان از شدت استقبال کاسته شد.البته از این قضیه تجربیات خوبی از آن بنده شد که دوستان ۹۰ ای هم از آن اندکی بهره بردن و شروع قابل ملاحظه ای داشتن. در هرصورت حاضرم در این قضیه هم همچون مسائل دیگر همکاری و همفکری های لازم را داشته باشم تا از تجربیات اندکم در ورودی خودم استفاده کرده باشم.
    نظرم هنوز ادامه داره ان شاء الله بقیش بعدآ به استحضارتون میرسد..

       0 likes

    • علی جان مدتهاست ذهنم مشغوله که واقعا بین این دوتا عبارت کدومش درسته و هنوز دقیقا جواب قانع کننده ی کاملی ندارم:
      1:آب که از سر بگذره ؛چه یک وجب چه صد وجب
      2:ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه ست
      البته خدای نکرده منظور من به چیز یا شخص خاصی نبودا
      Worry

         0 likes

    • علے ابراهیمے

      الحمد لله دوستان دستشون داره در شاهنامه نویسی راه میوفته ! Overjoy

         0 likes

  5. علي جان اول اينكه خيلي خوبه كه پيگير كاراي تغييرات تو ورودي هستي،تا ورودي رو به يك ورودي فاضله تبديل كني Wink ،اما اينم بگم كه متاسفانه سنگ بزرگ نشانه ي نزدنه ،واسه همين پيشنهاد مي كنم كه اولويت بندي كني تا لااقل به يكيش برسيم
    صرفا جهت اطلاع عرض مي كنم،تغييرات گروه جزوه و يه سري راهكار و پيشنهاد واسه ارتقا كيفيت كه كم و بيش در حال اجرا شدنه باعث شده كه آقاي افشار ديروز بهم بگن كه بعد ورودي ٨٥ شما بهترين ورودي هستين،كساني كه مسئوليتشونو به درستي انجام ميدن كه هيچ(يعني دستشون درد نكنه)اما جور كساني كه كوتاهي مي كنن رو كساني مي كشن كه الان دو سه ترمي هست فرا مسئوليتي كار مي كنن،هر كي هم از راه مي رسه(همونايي كه كوتاهي مي كنن)شروع مي كنن به تمسخر،قبلا فكر مي كردم شروع يه كار هميشه سخت تر از ادامشه،اما الان با اطمينان ميگم كه ادامه دادن يه كار بزرگ به مراتب دشوار تر از شروعشه،پس به نظر من شروعش مهم نيست،مهم برنامه داشتن واسه ادامشه

    منم پايم علي جان اونم از نوع چهارتاييش Happy-Grin

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      اتفاقا دیروز به دکتر جوادی می گفتم که این ورودی ما اگه یه چیزش به درد بخوره اون گروه جزوشه!!! انصافا بروکراسی خوبی بوجود اومده…
      فکر کنم حضورا از خانوم هادی دخت و شاه حاتمی تشکر کردم اما باز هم سایر دست اندر کاران تشکر می کنم…
      امید اینه که همین افراد بیان و کارهای دیگه رو هم سر و سامون بدن….

         0 likes

  6. رضا جان با اولي كه به شدت مخالفم،دومي هم تا حدي قبول دارم:ماهي رو هر وقت از آب بگيري بو ميده،جدي ميگما

       0 likes

  7. وثوقیان

    اقای ابراهیمی برنامه های خوبی مدنظرتون هست با همش موافقم امیدوارم عملی بشه اما اینم بگم کمک اکثریتو میطلبه
    خدا قوت

       0 likes

  8. علي جان تمومه بچه هاي گروه جزوه تقريبا به يه اندازه زحمت مي كشن و تمومه سرگروها هم + خانم شاه حاتمي باز هم به يه اندازه زحمت مي كشن،اما در اين بين خانم شاه حاتمي بيشتر از بقيه دغدغه دارن كه جزوه فلان طور باشه بسار طور نباشه و غيره…از همه بچه ها بايد تشكر كرد و از كساني كه كاري انجام نمي دن بايد گله كرد

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      بله دست خانوم شاه حاتمی هم درد نکنه!:دی فکر کنم یه روز وسط پله های قدیم از ایشون هم تشکر کردم به نوبه خودم البته!:) ولی خوب وقت نشد بیشتر صحبت کنیم….
      ایشالا هرکی بیاد یه طرف کار رو بگیره دیگه….

         0 likes

  9. زهرا هادی دخت

    سلام…
    خیلی ممنون بابت توجهتون به معضلاتی که به ظاهر کوچیک و بی اهمیت هستن که دلسردیه خاصی رو تو ضمیر ناخود اگاه فک میکنم اکثریت ورودی ایجاد کرده…
    به نظر بنده ی حقیر اگه طبق گفته و نظر خودتون بیایم واسه این انجمن که شما یک چارت و هدفبندیه کلی از اونو مطرح کردین-یکسری بخشها و کمیته هایی مثل:ادبی – فرهنگی-علمی و…ایجاد کنیم و واسه هر کدوم اونها مسئول و هدف ها و برنامه هایی رو مشخص کنیم و بعد این روشن سازی و تفکیک از همه ی دوستان دعوت به همکاری تو هر بخشی که علاقه و انگیزه وتواناییشو دارن بکنیم-که دیگه ادامه ی کار(بروز ایده های مختلف و عملی کردن آنهاخود به خود رو روال می افته)
    واسه این تقسیم بندی فکر میکنم به یه هیئت رئیسه(یه چی تو این مایه ها:) نیازه که مدیریت کل این انجمن رو به دست بگیره(خدا بهش صبر بده!:) و تقسیم بندی ها رو انجام بده و بخش ها و مسئولان رو مشخص کنه تا اونها هم با ایجاد پایه ای
    از تصمیمات و اهداف واسه هر بخش سایر دوستان رو جذب کنن.
    مثلا میتونیم بخشهای زیر رو ایجاد کنیم:
    علمی—>پرداختن به مباحث درسی و غیر درسی
    فرهنگی—>برگذاری جشن علوم پایه و امور خیریه و…
    سیاسی—>نقد مسائل روز و…
    ادبی—>برگذاریه شب شعر و حافظ خوانی و…
    نشریه—>به صورت پل ارتباطی بین این بخشها و مطالب گسترده تر
    حالا اگه یه جلسه بصورت فراخوان بذارین تا این تقسیم بندی ها و هدفها و برنامه هارو مشخص کنیم عالی میشه و بعدش میتونیم کار اجرایی رو بصورت هماهنگ و موازی با هم همه انجام بدیم.جا داره بگم که ورودیه 89 همت خودشو تو جشن 90 خوب نشون داد.
    من آمادگیه هرگونه همکاری رو دارم…

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      متشکرم از شما…
      ایشالا یه خاطره خوبه دیگه میشه مثل جشن90….

         0 likes

  10. نماینده ی سابق پر حرف

    خوبه پشتکارت ادامه بده

       0 likes

  11. علے ابراهیمے

    دوستان من یه توضیحی بدم راجع به “طرح” جایزه به جزوه های برتر چون هنوز هیچی نشده یه سری طلب جایزه می کنن!!:دی
    هنوز نه به بار هست و نه به دار! 1.هنوز دکتر قبول نکرده اصلا! 2.از گروه جزوه هم با خانوم هادی دخت فقط مشورت شده اونم اتفاقی ایشون رو دیدیم…چیزی که ارائه شد *صرفا* یک طرح بود بدون هیچ هماهنگی ای!صبر داشته باشید حالا!!:دی بعدشم خونه و ماشین نیست که!:دی

       0 likes

  12. درود بر شما ، هدفم از رای دادن بهتون دیدن این پست بود که میسر شد. بسی تشکر!
    تو امتحانای پایان ترم یه طرحی زده بود به سرم به اسم fun club که سر و تهش یه چیزی بود تو همین مایه ها که گفتید، چون فکر میکردم به خاطر جو علوم پایه اجرایی نیست بی خیالش شدم ولی حالا که میبینم داره پا می گیره خوشحالم.
    در هر صورت می تونید رو من حساب کنید.
    راستی پیشنهاد من : برگزاری دوره های نجوم و تورهای رصدی!!!
    و گویا باید یه تقسیم کار خوب (مثل گروه جزوه) هم داشته باشیم.

       0 likes

    • علے ابراهیمے

      متشکر از اعتماد شما…
      هدف خودم هم از نمایندگی همین پست بود که میسر شد:دی…… دیگه از این جا به بعدش به همکاری همه بستگی داره…..

         0 likes

  13. سلام.خدا قوت!انصافا چقد یا بهتره بگم چند روز واسه اینا همه طرح فکر کردین؟؟؟خیلی عالیه:)
    به نظرم باید اولین کاری که میکنیم یه جلسه ی حضوری بذاریم که همه ی کسایی که تمایل به همکاری دارن بیان و مشخص بشه کیا هستن بعدش به قول زهرا یه هییت مدیره ای چیزی از اون افراد تشکیل بدیم و هر نفر یه سری زیر گروهایی رو داشته باشه تا معلوم بشه چه کاری مربوط به کیاس و شناخته شده باشن.
    نظرات بعدی متعاقبا اعلام خواهد شد:))

       0 likes

  14. بنفشه حسین زاده

    آقای ابراهیمی
    دغدغه شما برای بهبود شرایط موجود قابل احترامه .به هر حال شرایط حاکم بر کلاس روی ادم تأثیر می ذاره . شخصا میگم ،برای من مهمه که تو چه ورودی ای دارم درس می خونم ، من هیچ وقت دوس نداشتم صرفا یه بچه درس خون باشم ، یکی که تمام ابتکارشو تو زمینه درسی خرج کنه ، اما وقتی می بینی حتی حداقل چیزی هم که باید وجود داشته باشه وجود نداره..

    انگار همه(خودمو میگم) خودشونو زدن به اون راه که واسشون مهم نباشه چه اتفاقی داره میفته،میدونیم با این کارامون به ترکستان خواهیم رسید ،اما … امان از بی خیالی و عدم احساس مسئولیت نسبت به خیلی چیزا
    به هر حال عکس العمل ها متفاوته ، بعضیا در واقع خیلی ها خودشونو همونطور که گفتم میزنن به کوچه علی چپ ، بعضیام برای تغییر وضع موجود به پا می خیزن .

    من اینو میگم :
    از اول قرار بوده شش سال تو یه کلاس ،تحت عنوان یه ورودی با هم درس بخونیم،حالا که اینجاییم بهتره تمام تلاشمونو کنیم که این شش سال برامون یه خاطره بد نشه ( هر چند تا الان چندتاش بد بوده)، یه کم احترام به حقوق همدیگه ،احساس مسئولیت و دلسوزی +یه کم انگیزه همه چیزو حل می کنه ! به نظرم بعضیا قبلا به اینا رسیدن ، بعضیا هم باید به این برسن ،اونایی هم که نمی خوان برسن ،شخصا میگم بهتره برسن وگرنه هیچ جایی نخواهند داشت .
    از همین جا همکاری خودم رو در اجرای برخی از بندهای ذکرشده اعلام میدارم .امید است که با همکاری دوستان بتوانیم هم چهره ورودیو در اذهان تغییر بدیم ،هم یه همکاری سالم و موفق داشته باشیم هم روزگارانی زیبا خلق کنیم.

    این طولانی ترین نظرم از مدت حضورم در دانشگاه بودها !

       0 likes

  15. به قول شبنم هدفم از رای به شما همین بود و بس..دوست دارم تو همش باشم..به نوبه ی خودم قول میدم تمام تلاشم رو واسه اجرا شدنش انجام بدم..

       0 likes

  16. تازه طرح های درخشانت رو خوندم علی جان
    ماشالله ذهن خلاق!

       0 likes

  17. مهسا بابایی

    سلام ! از کجا شروع کنم؟! Thinking
    از اونجایی که نه من و نه شما حوصله نداریم!! Wink به طور خلاصه می خوام 2 کلمه حرف حساب بزنم!
    ببینید دوستان امروز جمع شدیم و با چند تا از دوستان صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم که تصمیم چاپ یک نشریه رو کم کم عملی کنیم چون نشریه(هر چند در صفحات کم) برای وزودی مثل میکروفون میمونه! Shout
    غرض از همه این حرفا اینه که “هر کس” با هر سلیقه ای با هر طرز فکری با هر ایده ای بیاد و اگر حرفی برای گفتن داره(درباره ی خودمون و ورودی) بنویسه …حتی اگه شده توی یک کاغذ کاهی و با یک خودکار بیک! Wink
    “فعلا” برای هماهنگی و تولید این نشریه( که قراره موقتا تک برگ A3 پشت و رو باشه) با این حقیره.صبورانه و مشتاقانه منتظر پشتیبانی شما هستم Approve از همین فردا.لازم نیست حرف های گنده بزنیم!هدف گفتن و شنیده شدنه…این هدف هم فقط با کمک شما میسر میشه،راستی!اصلا شما دوست دارید”شنیده بشید”؟؟!!
    راستش من هم نمی دونم این نشریه قراره تک تک مطالبش چی باشه؟اما میدونم مخاطبش شمایید،ماییم!و قطعا چیزی که مخاطبش(اون هم مخاطب خاصش) شما باشید باید بهترین باشه Yes-Sir

    “”شادزی”"

       0 likes

  18. parisa badiee

    مرسی از اینکه در این راستا اقدام میکنید،هم توی نشریه وهم سایر موارد روی من حساب کنید

       0 likes

  19. Raziyeh pourebrahim

    Barikala

       0 likes